|
خداوند
پس از آن که دو تیپ فکری متعصب و هوسجو را معرفی میکند، بشر را مورد خطاب قرار
داده و دلایلی را برای اثبات خداوندی خود میآورد که عقلهای رها از تعصب و منیت
استحکام دلایل او را تایید میکنند.
حضور رب در خلقت
آیات
٢١ و ٢٢ داستان قلممو و نقاش است. حرکت قلممو بر بوم بنا به تصویری است که نقاش
قصد طراحی آن را دارد. اگر تصویر ذهنی و خواست هدفمند نقاش را کنار بگذاریم،
همانند آن است که قلممو را به دست کودکی خردسال بدهیم. بیگمان هیچچیزی که بتوان
بر آن نام نقاشی نهاد به ثمر نمیرسد.
ای مردم، پرورندهتان را که شما و پیشینیان شما را
آفرید بپرستید، بلکه در امان بمانید/ خدا کسی است که زمین را زیرانداز (آسایش) و
آسمان را سرپناه شما کرد و از آسمان آبی فروفرستاد،آنگاه به آن میوهها برای روزی
شما برآورد. پس، آگاهانه برای او همتا نیاورید.
چه
زیباست این آیات کاوشگر! بنا به همین دلیل است که تمام دانشمندان سرشناس جهان به
خداوند ایمانی قطعی دارند.
این
جهان بومست
نقاشش
خدا
هر
که نقش بیند
قلممو
کی بگیرد بیخدا!
و
داستان نقاشی خدا چیزی مربوط به ازل و روز نخست خلقت نیست. پروردگار نه تنها
پیشینیان را آفریده، پرورده و به انجام رسانده، بلکه بر ما نیز پرورشدهندهای
حاضر و عامل است.
داستان پروانه
به
خاطر دارم چند سال پیش روزهای آغاز فصل سرما بود. حوالی ظهر در حال خانهمان در شهر
کوچک و سردسیر خمین نشسته بودم. مادرم در اتاق پشت سری نمازش تمام شده بود و دعا
میخواند. من نیز فیلم مستندی را از شبکه چهار نگاه میکردم که حشرات حیرتانگیز
جهان خلقت را نشان میداد.
هر
دم میگفتم جلالخالق خدا چه آفریده، چه شگفتی عظیمی! در همین لحظات، پروانهای در
پشت پنجره اتاق چرخی زد و بر زیربام نشست. بالهای گشودهاش مانند مخمل سیاه بود و
در کناره آن نواری قرمز رنگ، زیبای حیرتانگیز او را دو چندان کرده بود. پس از چند
ثانیه، پر زد و رفت.
فصل
سرما بود و من آن گونه پروانهای را پیش از آن ندیده بودم و از فردای آن روزی نیز
ندیدم.
ساعاتی
گذشت و شب هنگام در حال به اتفاق خانواده نشسته بودیم که خواهرم با حیرت به لامپ
میان اتاق خیره شد. پروانهای شبیه همان قبلی (نمیگویم همان چون نمیدانم) گرد
لامپ میچرخید. درها همه بسته، آخر! فصل سرد شروع شده بود. آن پروانه از کجا آمده
بود؟
معنای
اتفاقی که گفتم، پاسخ مستقیم خدا به پرسش ذهنی من بود: خدا حشرات حیرتانگیز را
چگونه خلق کرده است؟
خدا
برایم نشان داد همان گونه که در زمان سرما، آنچه را که انتظارش را نداری به تو
نشان میدهم و همان گونه که از درهای بسته پروانهای را هدایت میکنم تا به خانهات
وارد شود و در زمان لازم گرد لامپ خانهات بچرخد (کوه یخ رونده به سمت تایتانیک)،
به همان ترتیب ماهیت رب بودن من بر هستی سیطره داشته و این نقاشی اثر قلمموی من
است.
(به
راستی، اتفاقات زبان روشنی دارند که خدا با آنها سخن میگوید. در قرآن نیز از این
دست اتفاقات بسیار داریم؛ از جمله، زمانی که سلیمان بر تخت خود کالبدی میبیند، به
همین طریق پیام خدا را گرفته و متنبه میشود.)
به
هر جهت، پیامبران آمدهاند تا راه پیامبر شدن را به بشر نشان دهند. پیرامون ما
معجزه حضور خدا جاری است. کمی چشم باز کنیم پرودگار مهربانمان را حاضرتر از تصویری
که در تلویزیون میبینیم و حتی حاضرتر از خواهر و مادرمان خواهیم دید.
در
این صحن حضور است که خداوند میگوید: پس، آگاهانه برای من همتا نیاورید. و ما باز
غیرخدا را کارگشا دیده و در سودای ذهنهایمان فریادهای مشرکانه سر میدهیم؟!!
|