|
در آغاز سوره
بقره، قرآن کتابی عنوان شده که نمیتوان در آن شک انداخت یا شک در آن روانیست:
ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین. قران کتابی است که پرهیزکاران در آن شک نمیافکنند.
ببینیم آیا
این گزاره با شعور متعارف ما سازگار است؟
ذالک الکتاب
لاریب فیه...
اولین سوالی
که به ذهن میرسد این است که شک مورد نظر قران چیست؟ از بعد نظری، شک دو گونه است:
١.شک عقلی
رشد علمی
نیازمند شک به دانستهها و بازخوانی آنهاست؛ اما، علم برای رسیدن به ایمان علمی
است که از مسیر شک میگذرد. در واقع، زمانی که مستندات کافی فرضیهای را اثبات
کرد، تا زمانی که مستندات جدید تضاد دادهها با فرضیه رایج را نشان ندهد،
دانشمندان به محتوای فرضیه ایمانی علمی دارند.
برای مثال،
دانشمندان زمانی ایمان علمی به فیزیک کلاسیک را وانهادند که رفتار نور و آزمایشات
پیشرفته ضعف اصول نیوتونی را نشان داد و در پرتو شک به اصول قدیم، تئوری نسبیت
توانست پدید آید و به شبهات علمی پاسخگو باشد.
٢.شک
روانشناختی
شکی است که
در اثر ترسها، تعصبات، خواهشها و امیدها در آراء فرد ایجاد میشود. خاصیت این شک
انحراف از روش علمی به دلیل امیال و احساسات شخصی یا گروهی است.
در سده نوزده
و آغاز بیست، معتقدین به برتری نژاد سفید و البته نژاد ژرمن، حاضر به پذیرش یافتههایی
نبودند که به ویژگیهای اقوام و نه برتریهای قومی خاص اشاره داشت. آنان سخت میکوشیدند
به مستنداتی مانند تفاوت جمجمه برای اثبات شکوه نژاد آریایی دست یابند. این محققین
اساساً اطلاعات مغایر بینش خود را نمیدیدند.
به هر ترتیب،
شک روانشناختی در دو گروه از افراد منعکس میشود:
الف. آنان که
به دلیل تعصبات و پایبندی به تئوری قدیم، حاضر به پذیرش تئوری پاسخگوی جدید
نیستند. ارباب کلیسا که در برابر گالیله ایستادند از این نوعاند و البته میتوان
نمونههای آشکار آنان را در میان شیعه و سنیهای امروز نیز دید، کسانی که به سبک
پیامبر از چوب به جای مسواک استفاده میکنند، کسانی که حقایق آشکار حقوق بشر را
فدای برداشتهای زمخت خود از قرآن قرار میدهند و حق را فقط در مذهب خود میبینید.
ب. کسانی که به
دنبال منیات نفسانی بوده و به خاطر خود پا روی حقیقت میگذارند. به خاطر دارم چندی
پیش دانمشند سرشناسی توسط جوامع بینالمللی رسوا و تقبیح شد، به این دلیل که بر
اساس آزمایشات دستکاری شده مقالات علمی جنجالبرانگیزی را منتشر میکرد: تئوری
بافی برای شهرت!
اما، با توجه
به تعاریف ارائه شده ببینیم منظور قرآن از ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین
چیست؟
با مطالعه
آیات ٣ تا ١٦، به سادگی میتوان دریافت خداوند شک روانشناختی را منظور نظر داشته
است. در حقیقت، در آیات بعدی سه تیپ آدم معرفی میشوند:
گروه
نخست، مومنین
کسانی که
معتقد به اصول انسانی هستند (از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند) و رفتار
بهنجاری دارند (به آنچه به تو نازل شده و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده ایمان
دارند)، اینان به قرآن ایمانی علمی داشته و در مسیر کمال و آبادانی حرکت میکنند.
گروه دوم،
کافرین
معتقدین
متعصب تئوریهای اشتباه که حاضر به پذیرش حقیقت دین نیستند و شکهای بیاساس در
دین میافکنند (خداوند بر دلها و بر گوشهایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پردهای
است ]که حقیقت را
تشخیص نمیدهند[).
گروه سوم،
هوسجویان
کسانی که فقط
در پی امیال خود هستند و با خارافکندن حقیقت به تمنیات نفسانی خود میپردازند. شکافکنی
این جماعت محتوایی هوس جویانه دارد (میخواهند به خداوند و مومنین نیرنگ بزنند، در
حالی که جز به خودشان نیرنگ نمیزنند، و نمیدانند).
شکی که در دو گروه دوم توصیف شده، چیزی جز شک روانشناختی نمیتواند
باشد.
|