|
آیا
خدا نیاز به واسطه دارد؟ بحث توکل و توسل به محمد و خاندان او از انحرافات جدیای
است که شیعه- پس از حقانیت نخستین- گرفتار آن شد.
دلایل
شیعه برای میان قرار دادن خاندان رسول بر محور ارتباط عاطفی دور میزند. آنها میگویند
قضیه شفاعت مانند این است که فردی حقیر بخواهد نزد بزرگی برود، شاید حرف او خریدار
نداشته باشد، او شخص سومی را که برای هر دو طرف عزیز است، واسطه میکند تا حاجتش
برآورده شود. یا مثال میزند که فرزند برای رسیدن به مراد، مادر را واسطه قرار میدهد.
بالاندن
عشق به خاندان رسول و امید به شفاعت آنان بستن، منطقی در این حدود دارد؛ اما، به
راستی آیا این طرز تفکر صحیح است؟
برای
پاسخ به هر ادعایی از این دست باید دید خدایی که برای او واسطه را لازم میشمرند،
واسطه بردار است یا خیر؟
در
این زمینه، سوره حمد برهانی قاطع دارد؛ و آن ماهیت رب بودن خدا و ویژگیهای ملحق
به آن است، که خدا را بینیاز از واسطه میکند. در این سوره آورده شده:
•
خداوند رب همه مخلوقات است؛ یعنی همانند صحابه خود پیامبر نیز از لحظه بسته شدن
نطفه تا زمان مرگ تحت پرورش خداوند قرار داشته است. و این وجه بینقص خداوند در
آغاز سوره حمد مورد تجلیل قرار میگیرد: الحمد لله رب العالمین.
در
حقیقت، مثل هستی مانند زمین کشاورزی است که خداوند زارع آن است و هر گیاهی را در
حد لیاقت گیاه مورد توجه قرار داده و به سرنوشتش رهنمون میکند.
•
ویژگی رب، پرورندگی تنها نیست، بلکه او برترین بخشنده و مهربانترین مهربانان است.
•
ویژگی دیگر رب حاکمیت رای و نظر او بر تعیین سرنوشت مخلوقات در روز جزاء است.
این
سه گانه (سرنوشت ساز بودن، محبت و حاکمیت) باعث میشود تا مسلمانان رو به سوی او
آورند تا ربشان آنان را در مسیر درست بپرورد و ببالاند، نه آن که رها کنندهشان به
مسیر گمراهی و تیرهروزی باشد.
در
دربار خداوند در صورتی میشد به دنبال واسطه گشت که در این دربار بهترین واسطه خود
خدا نباشد. رب خواهان آن است که رو به سوی او آورده شده و از خود او هدایت طلبیده
شود.
یادداشت: احسان:
در این زمینه، سوره حمد برهانی قاطع دارد؛ و آن ماهیت
رب بودن خدا و ویژگیهای ملحق به آن است، که خدا را بینیاز از واسطه
میکند. اين درست است كه خدا بينياز از واسطه است،
اما به صورت سنت الهي و به طور تشريعي، اگر خود بخواهد، آيا نميتواند
براي خود واسطهاي قرار دهد و مردم را از طريق آن واسطه به سوي خود
بخواند؟ ويژگي رب آن است كه ميتواند خود، چگونگي رابطه با مربوب را تعيين
كند. از اين سوره، اين نتيجه گرفته نميشود؛ بلكه در سورهي يوسف آمده كه
برادران يوسف نزد پدرشان كه پيامبر الهي بود آمدند و از او خواستند كه
واسطه شود تا توبه كنند و پيامبر خدا هم نگفت كه خودتان بيواسطه توبه
كنيد، بلكه گفت بگذاريد تا زمان مناسب دعا برسد تا برايتان استغفار كنم. قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئينَ (97) قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (98) در جاي ديگر هم مؤمنين از رسول اسلام درخواست واسطهگري براي توبه ميكنند. اين نظر قرآن كريم است، مابقي نظر شخصي شماست! افشاگريتون من رو كشته!
آزاد: ترجمه و آیه فوق: «گفتند پدرجان برای گناهان ما آمرزش بخواه که ما گناهکار بودهایم گفت به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش خواهم خواست، که او آمرزگار مهربان است» خوب،
کسپر مشکل سهل انگاری در فهم کلمات و سطحی نگری در برداشتهاست که فاصله
میان علم و خیال را ایجاد میکند. کسپر، من پیش مادرم میروم و میگویم
مادر جان مرا دعا کن! یا برادر یوسف هستم و نزد پدر میروم و میگویم،
پدرجان از گناهانم که در حق تو کردم در گذر و دعا کن تا خدا مرا ببخشد. در
این امر هیچ صحبتی نیست. اما، شیعه میگوید: یا مهدی ادرکنی یا یا حسین یا
... آیا این دو مقوله در یک راستا و یک وزن قرار
دارند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کاش با منطق دقیقتری به مبانی توحید نگاه میکردیم.
|